صفحه 42

ولی می خوام دیگه زیاد فکر نکنم. یعنی یه مدت شدیدا موفق شده بودم که به چیزهای خوب فکر کنم. اما یه روز دوباره راجعبش حرف زدم و دوباره همش یادم اومد... اشکال نداره. بلاخره هر زندگی بالا پایین داره. زندگی منم خدا رو شکر خوبیاش خیلی بیشتر از سختی هاشه. خدا خیلی بهمون لطف داره و من واقعا خوشحالم... این چند وقت که نیستم شاید خیلی کم فرصت کنم بیام اینجا. شاید طول این سه ماهه چند دفعه بیشتر نتونم آپ کنم. ولی هر وقت اومدم به وبلاگاتون سر می زنم. نظر میدم و نظراتتون هم پاسخ میدم.دلم براتون تنگ میشه. امیدوارم تا وقتی که بر میگردم همگی حالتون خوب شده باشه و هیچکی از غصه ننویسه. ماه رمضون نزدیکه. وقت هایی که با خدا خلوت می کنید برام دعا کنید... خداحافظ

/ 19 نظر / 68 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماه شب14

عزیزم انشالله بسلامت برگردی حرف خداحافظی رو زدی بغضم گرفت .منتظرتیم بار خبرای خوش[ناراحت]

زهرا

سلام عزیزم سفرت بسلامت و بی خطر باشه ..موفق باشی گلم.

ماه شب14

عزیزم کی برمیگردی

elahe

سلام نماز روزه ها قبول پس تو کجایی؟ بیا یه خبر از خودت بده دیگه[ناراحت]

maha

kojaiiii[عصبانی][ناراحت]

maha

سلاممم کصافط دلم برات تنگ شده بود خوش گذشت پیکاسو؟[نیشخند][ماچ]

برا همین دیر به دیر به من سر می زنی؟[ناراحت]