صفحه 40

گاهی خاطره ها اونقدر رو فکر و زندگیت تاثیر میذارن که تبدیل به رویاهات میشن. این روزها من و خاطره هام با هم تکرار می شویم. سعید و خان دایی، خانه ما و شیطنت های پویا، زی زی گولو.... و هزارتا خاطره دیگه که منو به گذشته ها میبره.

چقدر زود گذشت و من چقدر دیر درک کردم. کاش اینطور نبود. کاش الان که به گذشته نگاه می کنم ناراحت نمی شدم که عمرم به بطالت گذشته. چرا از اون هایی که دوسشون داشتم الگو نگرفتم. چرا فقط نشستم و از خوبیاشون لذت بردم ولی خودم برای بهتر شدن کاری نکردم. من این سال هایی که گذشت بدجوری تو کودکی هام غرق بودم و الان هم هستم.

من امروز در عمق کودکی احساس پیری میکنم

این چند روز که کمتر میومدم وب در حال خواندن کتابی بودم که چندان چنگی به دل نمیزد. هفته قبل نشستم و قشنگ به کتاب هام نگاه کردم. دیدم که خیلی از کتاب فاصله گرفتم. از خوندن هر چند وقت یه بار رمان. من که عاشق رمان بودم چرا... این دوسالی که اومدم اینجا هیچوقت واسه دلخوشی خودم زحمت نکشیدم یه کتاب هم بخرم. واسه همین از تنبلی زیاد حوصله نکردم به طرف کتاب فروشی برم و در نتیجه شروع کردم به سرچ کردن برای یه فروشگاه کتاب خوب. و انتشارات اشجع رو پیدا کردم. بعد از اونجایی که پول زیادی نداشتم یه روز کامل وقت گذاشتم که یه رمان خوب پیدا کنم تا حداقل با پول کمم چیز خوبی بخرم. رمانی رو دیدم که خیلی ازش تعریف شده بود. به اسم دالان بهشت. خریدمش و با باقی پولم کتاب زن سی ساله رو خریدم که از اسمش به خاطر اینکه 4 سال دیگه سی ساله میشم خوشم اومد.

خلاصه کتاب ها چند روز پیش رسید دستم و من شروع کردم به خوندن دالان بهشت. بد نبود ولی اونقدر قابل تعریف نبود که بعضی از دوستان نوشته بودن بهترین رمانیه که تو زندگیم خوندم. بین رمان های ایرانی اصلا با نوشته های فهیمه رحیمی یا زویا پیرزاد قابل مقایسه نبود و بیشتر تو سبک رمان های سایت نودوهشتیا بود.اما از خریدنش به هیچ وجه پشیمون نیستم، چون فکر می کنم اگه یه روز یه دختر داشته باشم، وقتی به سن نوجونی رسید به دردش میخوره.

خیلی دوست دارم هرچه زودتر زن سی ساله رو شروع کنم. اما کارهای عقب افتاده این چند روزم مجال نمیده.

 

/ 22 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سور رور جون کتاب های غزاله علیزاده رو بخون یه کتاب هم از فیروزه جزایری دوما به ام فانی این فارسی هست، بخون دلت واشه یه خورده

الی

سرور جون من سلیقه ات رو نمی دونم اما برو تو کتابخونه عمومی عضو شو اونجا خیلی راحت می تونی کتابهای دلخواهت رو بیدا کنی و هم تو دخل و مخارج خودت صرفه جویی میشه عزیزم کتابهای روانشناسی هم برای تو که تنها هستی خیلی خوبه

سمانه

سرور جونم چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هانیه

واااااای من عااشق دالان بهشتم! البته وقتی همسن دختر داستان بودم این کتاب رو خوندم و قطعا با روحیات اون زمانم خیلی همخوانی داشت! و البته عاشق کتابم [لبخند]

مها

شاید برای هر کس تو زندگیش یه اســــــــــم هست که هر جا یا هر وقت که می شنــــــــــوه یهو ناخودآگاه برمیگرده همون سمــــــــت یا یه تاریــــــــــخ که هر وقت اون تاریخ برسه یــــــــــاد یه روزایی بیافته ! آی روزگــــــــار ، نخند به من ، یه خورده حـــــــــرمت نگه دار ! مگه نمی بینی که سیاهپــــــــوش آرزوهـــــــــامم

مها

ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺷﺎﻩ ﻋﺒﺎﺱ ﺻﻔﻮﯼ ﭼﺎﭘﺎﺭ ﻫﺎﯾﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ......ﺳﺮﻋﺖ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺗﻮﺳﻂ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺳﺮﻋﺖﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺍﻵﻧﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ[خنده][نیشخند]

راحیل

اوه چه حس مشابه ای ناخوداگاه در یک زمان داشتیم

راحیل

اوه چه حس مشابه ای ناخوداگاه در یک زمان داشتیم

مها

نمیدونم چرا از تو خوشم میاد من؟؟؟[قلب][نیشخند][متفکر]

ماه شب 14

گلم رمان بوسه تقدیر خیلی تعریفشو شنیدم بخونش.من که نمیتونم چیزی دانلود کنم از وقتی ویندوزمو عوض کردم هر روز 1چاش مشکل داره..